تبليغاتX
ن والقلم و مایسطرون - یکسال گذشت
محمدرضا جان و اعظم همیشه مهربان، یکسال از هجرت عاشقانه تان می گذرد. با گذشت یکسال تنها می توانم آهی عمیق با تک تک سلولهایم بکشم و بگویم سخت دلتنگتانم.

گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها

گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونه ها بی همزبانی آتشم زد
می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم

گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
من مانده ام تنها میان سیل غمها

 مراسم سالگرد: ۲۳ اسفند جمعه

+ نوشته شده توسط مریم سلیمی در یکشنبه 18 اسفند1387 و ساعت 22:12 |