تبليغاتX
ن والقلم و مایسطرون

 

سيماي شهرمان كاملا انتخاباتي شده اما ....

 

 

آخرين روز تبليغات انتخابات در سطح شهر تهران

 

سيماي شهرمان تهران كاملا انتخاباتي شده ولي اي كاش ، نامزدهاي عزيز انتخابات ، با نظارت صحيح بر چگونگي تبليغات خود ، در عمل ثابت مي كردند كه تهران را دوست دارند و براي سلامت و سعادت تهران و شهروندان اين كوي و برزن قلبشان مي تپد.

در اين چند روز جايي را نمي يافتي كه از عكس و پوسترهاي تبليغاتي خالي باشد از بدنه درختان تا ديوارهاي منازل، ارگانها و حتي ديوار برخي سفارتخانه ها.

كاش به جاي پیش بینی اخذ هرگونه هزينه اي براي پاكسازي شهر از كانديداتورهاي محترم، به اين دوستان يادآوري مي شد كه ضمن معرفي خود و دعوت مردم به حضور باشكوه در انتخابات ( به عنوان يك وظيفه شهروندي و ملي) با مناظر اين شهر نیز مهربانتر باشند.

كاش اين عزيزان، مديريت شهري را در عمل ثابت مي كردند نه روي تراكتهاي تبليغاتي خود.

 

 

تبليغات انتخابات در استان خوزستان

 

به هر تقدير، ضمن آرزوي موفقيت براي كانديداتورهاي اين دوره از انتخابات، اميدوارم حداقل علاقمندان خدمت در سنگر شوراي شهر ، با در و ديوارهاي اين شهر و همچنين عزيزان رفتگر ، خوش رفتارتر باشند.

 

+ نوشته شده توسط مریم سلیمی در چهارشنبه 22 آذر1385 و ساعت 20:46 |

پیرمرد ،  تراکت تبلیغاتی و ...

 

امروز با دکتر قندي ، مدرس توانمند روزنامه نگاري کلاس داشتم. از خانه که بيرون زدم متوجه تراکتهاي تبليغاتي شدم . با ديدن اولين تراکت و تجزيه و تحليل شعار و شکل کلي و حتي بار القايي پيام آنها در ژست نامزدهای انتخاباتی در فکر فرو رفتم. چشمهای جستجوگرم خط سیر پوسترهای تبلیغاتی دنبال می کرد که در انتهای پل عابر پیاده، پیرمردی را دیدم با چهره ای ساده و روستایی ، شاد بود و چند بیسکویتی که روی یک کارتن برای فروش گذاشته بود را به دیگران اشاره می داد و می خندید .

هنوز نگاهم از پیرمرد و بساطش گرفته نشده بود که در انبوه تراکتهای تبلیغاتی چشمم به یک آگهی تسلیت در مجاورت همین تراکتها افتاد.

دیدن این صحنه (پیرمرد، تراکت تبلیغاتی و آگهی تسلیت) حسی را در من ایجاد کرد که یادآور جریان ساده زندگی ( از حیات تا زوال ) بود. اینکه در هر موقعیتی که هستیم خوب باشیم و ضمن خدمت به مردم، در هر شغلی و منصبی ، خوش زندگی کنیم و شادی ببخشیم.

چراکه تا همیشه نمی توان بود، پس فرصتها را باید غنیمت شمرد.

با همین فکرها، چشم به ترافیک خیابانها و چاله چولهای شهرمان سپردم. در حالی که هوا هنوز آلوده بود.

 

+ نوشته شده توسط مریم سلیمی در پنجشنبه 16 آذر1385 و ساعت 18:21 |

دوپینگ از نوع تولیدی

دوستی می گفت در کره جنوبی رسم است تا اول صبح کلیه کارکنان واحدهای تولیدی، عصاره ای برگرفته از یک گیاهی محلی می نوشند و  پس از آن مثل عقربه های یک ساعت شروع به کار می کنند.

این گیاه انرژی است و نشاط ناشی از آن کرختی را از کارکنان  مذکور دور می سازد .

هرچند به اعتقاد من این گیاهان انرژی زا و هزاران ماده انرژی بخش دیگر، هرگز در ما ایرانیان اثر نخواهد کرد. چون مشکل اصلی در بحث مسائل انگیزشی است . یک ایرانی امیدوار، به نظر من بدون هرگونه ماده انرژی زا،  چند برابر سایرین بازدهی خواهد داشت، به شرط آنکه فعل خواستن در وی به بروز و ظهور برسد.در غیر این صورت، موثرترین مواد انرژی زا نیز راه به جایی نخواهد برد.

 

+ نوشته شده توسط مریم سلیمی در چهارشنبه 1 آذر1385 و ساعت 18:53 |