
روزگاري نواي زيباي دستگاههاي ريسندگي و بافندگي در دو شيفت، 45 نفر كارگر را روزي مي رساند. ولي اكنون سكوتي محض بر سوله هاي آن سايه افكنده است.
تنها علامت حيات در اين كارخانه كه سه سالي به انزوا كشانده شده، درختهاي اناري بود كه به سختي ميوه هاي سرخ خود را حفظ كرده بودند.
دوكهاي نخ مانده بر دستگاهها و ضايعات بسته بندي شده در گوشه انبار، تنها يادگارهاي دوران توليد است.
با دوستانم به ديدار اين واحد رفتيم و سعي كرديم تا بررسي كنيم كه چگونه مي توان به رگهاي اين واحد بي تكاپو ولي سرحال، خون و روحي تازه بدميم.
مردان روستاي كرك (korak ) قطعا خوشحال خواهند شد كه دوباره زير سايه بار چنين واحدي نان حلال به سفره هاي خانه هايشان ببرند.
از خدا خواستم ياري نمايد تا امكان احياي اين واحد صنعتي در قالب يك فعاليت جديد فراهم شود. ولي در تمام گفت و شنودهاي اين ديدار،واقعيتي تلخ در ذهنمان جريان داشت و آن اينكه – بي مايه فطير است- آرزو كرديم تا كاش حمايت واحدهاي حمايتي و تسهيلات بانكي شامل اين واحد نيز بشود و دوباره جان گرفتن يك سلول جان يافته توليدي را ببينيم.
... پس از گشتي در روستاي كرك و تماشاي زيبايهاي آن در جاده ساران ره به سوي كيلان و آبسرد و ... نهاديم.
خانه هاي شيرواني رنگارنگ كيلان و حركتهاي جالب شهرداري آن كه جاذبه هاي اين شهر را افزون كرده بود، شهر جديد پرديس و گسترش سريع ساختمان سازي در اطراف آن و ... تمام مشاهدات ما را در اين سفر كوتاه نيمه روزه تشكيل مي داد.
سفر خوبي بود سفري در واحدهاي صنعتي، معادن و مناظر اطراف تهران.








